روز هزار ساعت دارد

کد شناسه :123548
روز هزار ساعت دارد

دختر و پسر جواني به دشمني‌هاي موجود بين دو قبيله روستاي خويش پشت‌پا زده و با يك‌ديگر ازدواج مي‌كنند. اما زن تا هنگامي كه چشم از جهان مي‌بندد قادر به فراموش كردن بي‌توجهي‌ها و توهين‌هاي طايفه همسر نبوده و كينه آنان را در دل دارد. آخرين فرزند آنها مطابق گفته پيشگويي حاذق، نويسنده‌اي مي‌شود كه آرام و قرار ندارد و هميشه در سفر است و حتي همسر باردار خويش را نزد مادر فرستاده و ديگر هرگز سراغي از آنان نمي‌گيرد. نويسنده پس از سال‌ها گشت و گذار، در منطقه‌اي دنج و آرام ساكن شده و به نوشتن ادامه مي‌دهد. اما دست روزگار باز هم وي را راهي سفر كرده و او در شهري ديگر به زندگي ادامه مي‌دهد و همان هنگام است كه خبر ويراني شهر پيشين به وسيله بمب و خمپاره را مي‌شنود. او سرانجام زندگي جديدي تشكيل مي‌دهد و به سرايداري در باغي مشغول شده و ادامه داستان‌هايش را مي‌نويسد (منبع: خانه كتاب، كتيبه 4)

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر