مدرنيته سياسي

کد شناسه :100559
مدرنيته سياسي

نگارنده با طرح مسئله دولت سياسي و جامعه مدني و پيشنهاد تعريف روشني از مدرنيته سياسي مي‌كوشد .... تحول مدرنيته سياسي را در جامعه‌هاي گوناگون [بررسي كند] موريس باربيه سنجه‌هايي مانند وجود آزادي‌هاي عمومي، تفكيك قوا، راي‌گيري همگاني، كثرت‌گرايي سياسي، اولويت يابي حقوق و غيره را براي تعريف مدرنيته سياسي بسنده نمي‌داند. از اين رو، نخست دولت مدرن و دولت پيش مدرن و وجه تمايز آن‌ها را مشخص مي‌كند و سپس اين گونه به تعريف مدرنيته سياسي مي‌پردازد: مدرنيته سياسي به طور دقيق بر جدايي ميان دولت سياسي و جامعه مدني ميان پهنه عمومي و پهنه خصوصي و ميان شهروند و فرد استوار است. اين جدايي دستامده فرآيندي كم و بيش دراز آهنگ و دشورا بوده است و براي نخستين بار در پايان سده هجدهم و از راه‌هاي مختلف، اساسا در دو كشور ايالات متحده و فرانسه تحقق يافت. نويسنده آن‌گاه فرآيند تاريخي گذار از دولت پيش مدرن به دولت مدرن را تحليل مي‌كند؛ همچنين مرحله تثبيت و رشد و گسترش مدرنيته سياسي را تبيين مي‌نمايد و سرانجام به بررسي موانعي مي‌پردازد كه به ويژه در سده بيستم در راه آن سربرآورد. موريس باربيه بر خلاف بسياري از انديشمندان غربي كه توتاليتاريسم را يكي از نتيجه‌هاي مدرنيته سياسي مي‌داند به اين پديده هم چون نفي مدرنيته سياسي مي‌نگرد. افزون بر اين، اهميت كار نويسنده در اين است كه به بررسي و تحليل مدرنيته سياسي در جهان غرب بسنده نمي‌كند، بلكه به پيدايش، دگر شد، پيشرفت و دشواري‌هاي مدرنيته سياسي در ديگر كشورهاي جهان به ويژه در آسيا و خاورميانه مي‌پردازد.... (منبع: خانه كتاب، كتيبه 4)

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر